نتایج جستجو برای عبارت :

پیش تو – روشنی طلعت تو ماه ندارد – غزل ۱۲۷ – ۲۰۰

۲۰۰- پیش تو روشنی طلعت تو ماه ندارد           پیش تو گل رونق گیاه ندارد گوشه ابروی توست منزل جانم         خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری   جانب هیچ آشنا نگاه ندارد رطل گرانم ده ای مرید خرابات … پیش تو – روشنی طلعت تو ماه ندارد – غزل ۱۲۷ – ۲۰۰
منبع : فالگیر
۲۰۰- پیش تو روشنی طلعت تو ماه ندارد           پیش تو گل رونق گیاه ندارد گوشه ابروی توست منزل جانم         خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری   جانب هیچ آشنا نگاه ندارد رطل گرانم ده ای مرید خرابات … پیش تو – روشنی طلعت تو ماه ندارد – غزل ۱۲۷ – ۲۰۰
منبع : فالگیر
جزوه ادبیات استاد طلعت کاویان پور دانشگاه شریف فرمت فایل دانلودی: .pdfفرمت فایل اصلی: تعداد صفحات: 29حجم فایل: 2287قیمت: 1000 تومانبخشی از متن:
جزوه ادبیات این ترم استاد طلعت کاویان پور
دانشگاه شریف
فایل pdf بابهترین کیفیت

پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.
قسمت اول را بخوان قسمت 128
و از پشت محمد که جلویم ایستاده بود بیرونم امدم طلعت چشمانش را ریز کرد و گفت:
- چی به خورد این مفلق من دادی؟ مگه من چه هیزم تری به تو فروخته بودم که دخترم رو خل و چل کردی؟
با نگرانی پرسیدم :
- اخه چه می گی زن حسابی من چیکارم به کار دختر توست؟
طلعت گفت:
- کبری میگه تو چیز خورش کردی واگرنه تا پیش از ظهر که دخترم با من بود که قبراق بود. در آن یک ساعتی که پیش تو ماند، نمی دانم چه به خوردش دادی که خل و چل شده طلعت گوشه ی حیاط نشست و گ
پاییز باشد یا بهار ...
شام سیه یا که نهار
بر سر نباشد سایه ات
لطفی ندارد روزگار ...
*****
ای نور را تابندگی ...
الگو  برای  زندگی
بی طلعت رخسار تو
لطفی ندارد زندگی
*****
شهد و عسل بر کام ها
پُر می ، قدح ها ، جام ها
هر روز ما بی رونق و
لطفی ندارد شام ها
*****
اللهم عجل لولیک الفرج
+  سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر ارواحنافداه مبارک
++  با پوزش از اینکه مدتیه نیستم ، از تمام دوستانی که با پیام های پر از لطفشون به یادم بودن صمیمانه سپاسگزارم ...
+++  برام دعا کنین ...
گویند چون خزانه انوشیروان دادگر را گشودند، لوحی دیدند که پنج سطر بر آن نوشته شده بود :
هر که مال ندارد، آبروی نداردهر که برادر ندارد، پشت نداردهر که زن ندارد، عیش نداردهر که فرزند ندارد، روشنی چشم ندارد
و هر که را هم این چهار ندارد،هیچ غم ندارد ...!
قسمت اول را بخوان قسمت 127
به خانه ی پدرم رفتم و با او در میان گذاشتم پدرم گفت خانه برای خودت و نیازی نیست پول بدی اما من هیچ وقت تا ان زمان زیر دین و منت کسی نرفته بودم شاید پدر و مادرم راضی بودند اما خودم نمی توانستم قبول کنم . ان سال دو قالی بافتم و با پول شیره و انگورهایی که برای حاج حلبیان برده بودم و خر من های ان سال تواستم مبلغ ده هزار تومن جور کنم ده هزار تومن را به برادرم جهانبحش دادم که خانه به او رسیده بود و جا به جا شدیم اصغر در همان خانه
شدپیامی جاودانه شعرهای انتظار/باولای مهدویت درجهان شدیادگار/یوسف زهراهمیشه مهربانی میکند/شیعه داردتا قیامت بهرایشان افتخار/بهرآن روز ظهورش کن تو اصلاح درون/اوامیداهل عالم حجت پروردگار/میرسدبهرعدالت با سپهرحیدری/جمله یاران ولایت بهرمولابیشمار/مژده احمدوآلش آن ظهورمهدی است/ناگهانی طلعت او در جهان شدآشکار/وقت هم عهدی رسیده شیعیان کاری کنید/تاشودزیبا زمین وآسمان وروزگار/
داستانی از زبان خسرو شکیباییعاقبت پدرم بعد از ماه ها اقامت در تبریز، با زن عقدی خویش به تهران باز میگردد . 
بعد از ورود به خانه ، خطاب به طلعت خانم با صدای نیمه بلند می گوید :طلعت … طلعت کجایی …؟ 
سلام آقا ..خوش آمدید … 
برو طبقه دوم …. یکی از اطاق ها را آماده کن .
از این به بعد ایشون با ما زندگی مکنه . 
طلعت هم بلافاصله اطاعت امر می کنه و یکی از اطاق های بزرگ آفتاب گیر را برای آن تازه عروس آماده می کند .مادر به خاطر فضا مرد سالاری ، هرگز جرعت نمی ک
اندراین شادی شیعه کاش مهدی سررسد/آن زمان مژده های ناب پیغمبررسد/کربلاو فاطمیه آرزویش کرده اند/موسم مرهم گذاری بردل حیدررسد/نیمه شعبان رسیده شدامیدمافزون/وقت نابودی برای دشمن کافر رسد/یاورانی پاک ومخلص دررکابش جان نثار/دردفاع از ولایت معنی کوثررسد/عید عظمایی برای مصطفی واهل بیت/بهرنورانی دلها زمزم رهبررسد/طلعت رخسارمهدی باظهورش آشکار/کن دعااز بهرمولاناگهان سروررسد/
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را
تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش
بیان کند که چه بودست ناشکیبا را
بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم
به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را
به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی
چرا نظر نکنی یار سروبالا را
شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش
مجال نطق نماند زبان گویا را
که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد
خطا بود که نبینند روی زیبا را
به دوستی که اگر زهر باشد از دستت
چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را
کسی ملا
دل نوشته سید شهیدان اهل قلم خطاب به امام خامنه ای(مدظله):
"عزیز ما! ای وصی امام عشق! آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند، اما شما خوب می دانید که سرچشمه ی این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست.
 خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم.
 ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم
لبخند شما شفقتِ صبح را داشت و شبِ انزوای ما را شکست.
سر
بوی گیسوی یار می آید
نخل صبرم به بار می آید
 
چه نشستید؟ مژده ام بدهید
هم قطاران! بهار می آید
 
به تماشای ما بهار شگرف
با دو چشم خمار می آید
 
روشناییّ طلعتش سوی
من شب زنده دار می آید
 
عالم خفته می شود بیدار
بس که داد و هوار می آید
 
بلبلان مست و عربده خوانان
سر این رهگذار می آید!
 
سینه جر داده غنچه و در دست
تیزی تیغ و خار می آید!
 
ماه طلعت برای بار سی ام
بر سر سبزه زار می آید...
 
فکر ننما که سال نو این بار
با گرانیّ پار می آید
 
گرچه رویین تن است این
من یک دهن خسته که آواز ندارد 
یک پنجرهء بسته که پرواز ندارد 
من بی تو یکی مثل خودت، آینهء دق! 
یک آخر بیهوده که آغاز ندارد 
 اینقدر نگو از من و از هر چه تو بنویس
هر حس پدرمرده که ابراز ندارد! 
 دستی که قلم را به تعفن نکشاند 
مانند رسولی است که اعجاز ندارد
یا ما خبر از خانهء همسایه نداریم 
یا اینکه کسی در دِه ما غاز ندارد! 
 بگذار همانند تو دیوار بمانیم
این خانه نیازی به درِ باز ندارد 
علی اکبر یاغی تبار
قلب ماآتشفشانش مهدی صاحب زمان/جسم ماگشته امانش مهدی صاحب زمان/حضرتش مانند شمس وماه تابش میکند/حجت حق در جهانش مهدی صاحب زمان/کعبه هم درانتظار طلعت زیبای او/حق همیشه درفشانش مهدی صاحب زمان/جمعه هااین اشک چشمان مثل زمزم میشود/آن امام درنهانش مهدی صاحب زمان/گریه ها اندر فراقش حالتش یعقوبی است/ذکر ما فیض بیانش مهدی صاحب زمان/شد امید اهل بیت و حافظ قرآن حق/لطف حق درآسمانش مهدی صاحب زمان/دشمنان راحضرت اوخوار ورسوامیکند/تیرحق اندرکمانش مهدی صاحب
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا، طلعت نهاوندی اشعار کرد: با توجه به رخصت فرمانداری زنجان و ابلاغ آن به اصناف، همه آرایشگاه هی زنانه تا شناسایی ثانوی تعطیل است. این مسئول امتداد داد: این تصمیم از لفظ حجره اصناف و خویشتن آرایشگران  بخاطر حفظ سلامت جامعه اتخاذ شده است؛ چراکه طی کار، آرایشگر فاصله کمی با مراجعه کننده خویشتن دارد. وی با اظهار اینکه اغلب آرایشگاه ها در محل استیجاری بوده و با شیوع بلای ناگهانی کرونا تو حال زیان دهی هستند
داستانی از زبان خسرو شکیباییعاقبت پدرم بعد از ماه ها اقامت در تبریز، با زن عقدی خویش به تهران باز میگردد . 
بعد از ورود به خانه ، خطاب به طلعت خانم با صدای نیمه بلند می گوید :طلعت … طلعت کجایی …؟ 
سلام آقا ..خوش آمدید … 
برو طبقه دوم …. یکی از اطاق ها را آماده کن .
از این به بعد ایشون با ما زندگی مکنه . 
طلعت هم بلافاصله اطاعت امر می کنه و یکی از اطاق های بزرگ آفتاب گیر را برای آن تازه عروس آماده می کند .مادر به خاطر فضا مرد سالاری ، هرگز جرعت نمی ک
عید مبعث پیامبر اسلام(ص) تبریک و تهنیت باد
شب هست و شبی زیبا، طرب‌انگیز، روح افزا! وه! وه! چه شبی نبکو، روشن ترین شبها! از یمن وجود تو،  شیدا شده عالم ها در سایه ی احمد شد، اسماء خدا پیدا خورشید غروب کرده، از ساحت شمس اومهتاب خضوع کرده، از طلعت آن مهسا ما را  چه رسد گوییم، مدحت رسول‌اللهما شب پرگان هستیم، او نور جهان آرا در زیر لوای  تو مجموع شده هر فردآن روز شود واقع، آن «طامةُ الْکبری»! تو خیر البشر باشی، سوگند به کلام اللهمجنون جمال تو ج
نام نقی در این جهان همتا ندارد
پاکیزگی غیر از شما معنا ندارد
هادی اگر باشی برای بنده کافی است
راه سعادت غیر تو مولا ندارد
فهمیده ام از احترام پرده ی قصر
عالم به جز تو حضرت والا ندارد
بدخواه تو مبهوت مانده در جلالت
حرفی برای رد و یا حاشا ندارد
کردی مداوا زخم های دشمنت را
بی شک کسی چون تو دل دریا ندارد
این که دخیل نام تو شد مادر او
یعنی که دشمن غیر تو ماوا ندارد
کل کریمان از گدایان تو هستند
بسیار داری آن چه هر دارا ندارد
حاجت رواییِ گدای خانه ی تو
اویی که بسیار دوست می‌دارمش، می گوید اگر الان با ماه ازدواج کرده بودی، خوشبخت بودی. اویی که خبر ندارد از زخم کوچک من. اویی که خبر ندارد از رحیل چشمان تو. اویی که خبر ندارد از ذکر خیال من با کولیانِ آواره. اویی که خبر ندارد از تمام دیرینگی‌هایی که در دیار تو جا گذاشته ام. اویی که خبر ندارد...
 
 
هیچ کس نمی تونه به عقب برگرده و شروع تازه ای داشته باشه اما هر کسی می تونه از الان شروع کنه و یک پایان شاد بسازه
 
 
مخور غم گذشته، گذشته ها گذشتههرگز به غصه خوردن، گذشته بر نگشتهبه فکر آینده باش، دلشاد و سرزنده باشبه انتظار طلعت خورشید تابنده باشعمر کمه صفا کن، رنج و غمو رها کناگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کنعمر کمه صفا کن، گذشته رو رها کناگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن ،به قطره اکتفا کن قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشتهنکن گلایه از فلک،
دوران عجیبیست کسی فکر کسی نیست
حتی به خودش نیز بشر رحم ندارد
تا منفعتت رفت، توام رفته ای از دست
بر شاخه ی خشکیده تبر رحم ندارد
شاهی که به دست پسرش مرد نوشته...
حتی به پدر نیز پسر رحم ندارد
محتاج خودت باش که این تیغ جماعت
بر دست و سر و پا  و به پر رحم ندارد
طوفان زده دنیای مرا سخت شکسته
طوفان زده، بر زیر و زبر رحم ندارد
دستی که مرا کنده از این چاه... رها کرد
باور بکن ای عشق، بشر رحم ندارد
#حمید_رفائی
@hamidrefaeipoem
سخن در نزد من همچون سراب است
دل دیوانه ام حالش خراب است
گل سرخ از ازل بویی ندارد
دلم بی تو هیاهویی  ندارد
اگرچه با تو شادم و جوانم
چو نیستی همچو بیدی مرده سانم
تو را دیدم که زیبایی چو دریا
دل دیوانه ام دارد تمنا
دل مرغِ قفس آوا ندارد
هوا سرد است و نایش نا ندارد
به بالم دست گیر و مرحمش کن
بخوان نغمه که صوتت تا ندارد
کنون آید همی شعرم به پایان
چرا کین دل، دل گفتن ندارد
اگرچه هست صحبت های بسیار
ولی حرف زیاد، گفتن ندارد
پر بی بال من را تو دوا کن
دل دیو
ذکر خود گویم و پرواز کنم تا بر دوستباز چون باز نشینم کُلَه منبر دوست
من نه چون سایه کشم رخت سیه تخت زمینغنچه‌ی صبحم و اطوار کنم بر سر دوست
بوی خون می‌رسد و طلعت ابلیس از دورمست می‌خیزم از این خلقت بلواگر دوست
شرع تو خواندم و این شیوه مرا سود نکردکعبه آتش زدم از این دم جان‌پرور دوست
گفته بودم به فلک خاک من از دیده زدایگوش می‌کرد و نمی‌کرد من و محضر دوست
وعده‌ی چشم تو شد خاتم تنهایی جانعالمی پام فتد باز منم چاکر دوست
ساقدوشان تو این کار به من
۶۱- پرده دارحریم دل سرا پرده محبت اوست   دیده آیینه دار طلعت اوست من که سر درنیاورم به دوکون گردنم زیر بار منت اوست تووطوبی و ماو قامت یار     فکر هرکس به قدر همت اوست گرمنآوده دامنم چه زیان     همه عالم گواه عصمت اوست منکه باشم درآن حرم که صبا … پرده دارحریم – دل سراپرده محبت اوست – غزل ۵۶
منبع : فالگیر
۶۱- پرده دارحریم دل سرا پرده محبت اوست   دیده آیینه دار طلعت اوست من که سر درنیاورم به دوکون گردنم زیر بار منت اوست تووطوبی و ماو قامت یار     فکر هرکس به قدر همت اوست گرمنآوده دامنم چه زیان     همه عالم گواه عصمت اوست منکه باشم درآن حرم که صبا … پرده دارحریم – دل سراپرده محبت اوست – غزل ۵۶
منبع : فالگیر
حدسم درست بود از اوّل، زن حال انتظار ندارد
مهمان نیاورید برایش؛ این خانه خانه‌دار ندارد
دیوار پیچ‌پیچ تخیّل، دیگر به گِل نشسته مخاطب!
حتا به قدر رنگ گُلی هم، از حرمتِ بهار ندارد
نه شاعرم نه زن نه اقلاً یک تن میان این‌همه تنها
اصلاً بدم می‌آید از این‌جا ـ این حس هم اعتبار ندارد ـ
باور نمی‌کنی به چه میزان، زشت است این عدالتِ ویران
از ری بگیر تا به شمیران، زن با کسی قرار ندارد
تند از کنار آینه رد شد، تا حس کند هنوز جوان است
زیرا که روبه‌روی و
دیدین وقتی آدم یه چیزی رو می‌شنوه یا می‌خونه غرق‌ِش می‌شه؛ سعدی با من این کار و کرد و منم نشستم داستانی براش نوشتم.
مجنون ز جام طلعت لیلی چو مست شد
فارغ ز مادر و پدر و سیم و زر فتاد

داستان کوتاه وطن رو شما عزیزان میتونین از اینجا دریافت کنید.
10دقیقه 10مگابایت
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است دردا که این معما شرح و بیان ندارد سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن ای ساربان فروکش کاین ره کران ندارد چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز مست است و در حق او کس این گمان ندارد احوال گنج قارون کایام داد بر باد در گوش دل فر
شعر میلاد نور 
محمود شاهرخى (جذبه)
 امشب شب فرخنده میلاد نور است
بى پرده نور غیب مطلق دَر ظهور است‏
  امشب عیان گردید آن سرّ نهانى
کو خواند بر موسى حَدیث لن ترانى‏
امشب به بزم قدس، شورى عاشقانه است
لاهوتیان را از طرب بر لب ترانه است‏
نخل مراد انبیاء امشب ثمر داد
شاخ امید اولیاء بالید و بر داد
  در کارگاه غیب، نقشى تازه بستند 
امشب کتاب شرع را شیرازه بستند
بشکفت امشب سرّ حق در جان نرگس
سر زد گل توحید از دامان نرگس‏
سر زد ز بُرج غیب و از شرق حقی
باور کنید یکی از انگیزه های من در تحصیل در رشته علوم شناختی ، تنها پیدا کردن ساز و کاری برای حذف اختیاری برخی داده های ذهنی است .
نمی شود فراموشش کرد
نمی شود از یاد برد 
این ها از یک فقره مشکلات روانی ناشی می شود، که خودم اذعان دارم.
مریضی خطرناک و دردناکی است، اصلا وجود برخی داده های ذهنی معنایی ندارد، سودی ندارد، ته داستان ندارد ، فرجام ندارد، اصلا داستانی ندارد. اما نمی شود حذف کرد. گویی این نوع خاطرات باید باشند همیشه و در حین زندگی، اما نب
چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی،
تکرار کند قصه‌ی روزی و عقابی،
تردید ندارد که جهان زیر پر اوست،
هر ره که رود سایه‌ی او همسفر اوست،
این مرغ گذر از پل تدبیر ندارد،
شاید خبر از گردش تقدیر ندارد،
روزی که بگیرند از این چهره نقابی،
وقت است کبوتر بزند نوک به عقابی...

+این تفسیر شما رو به یاد کسی نمیندازه؟ :/
+اگر دوست داشتید با این لینک دانلود کنید.
 
دلبرا درهوس دیدن رویتدلم من تاب ندارد.،نگهم خواب ندارد،قلمم گوشه دفتر،غزل ناب ندارد،همه گویندبه انگشت اشاره،مگراین عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟توکجایی گل نرگس زفراقت دل من تاب ندارد؟اللهم عجل لولیک الفرج
 
میلاد امام زمان بر همگان مبارک
بابا نای، نان دادن ندارد، بابا کار ندارد...!بابا سهمی برای استخدام ندارد...!بنویس .......؟؟؟آن بچه سرطان دارد....!هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است،خانه ی آنها پایین شهر است ،
اشک چشمهای مادرش مروارید دارد ،بنویس......؟؟تلاش ما بی
ادامه مطلب
اجاره آپارتمان در شیخ بهایی
اجاره آپارتمان در شیخ بهایی
مشخصات ملک
مساحت: 35 متر
تعداد اتاق: 0
وضعیت بنا: 25 سال ساخت
طبقه: همکف
پارکینگ ندارد انباری ندارد آسانسور ندارد وام ندارد
توضیحات
فلت ، ورودی مستقلنما: سیمان - سرویس بهداشتی: ایرانی - کفپوش: سرامیک - کابینت آشپزخانه: MDFموقعیت جغرافیایی: جنوبیامکانات: کولر، برق، گاز، شوفاژ
 
املاک دلتا
خواننده موزیک توی گوشم میخونه : (این زندگی سر گذر ندارد)
زیر لب تکرار میکنم این زندگی سر گذر ندارد، وقتی با همه توانش جلوت ایستادهو بهت اجازه نمیده بدون آسیب ازش بگذری
سخته
مردد میشی
بین موندن تو حاشیه امن یا رفتن و اتفاقات غیر منتظرهاینجاست که فقط میتونی بگی برای اینکه جنگجو خوبی بشی باید کتک خور خوبی هم باشی...!
پ ن : از ذهن آشفته و خسته امروز همینم زیاده...
گوش ازجمله قسمت‌هایی است که خانم باید از نگاه نامحرم بپوشاند؛ بنابراین اگر مجوزی ندارد، مراجعه به پزشک غیرهمجنس جایز نیست اما اگر اضطرار باشد (مثلاً پزشک همجنس موجود نباشد) اشکالی ندارد.درباره‌ی معاینه‌ی دهان و دندان هم پزشک غیرهمجنس برای معاینه و معالجه نگاه نکند ولی اگر پزشک همجنسی وجود ندارد باز هم مثل سایر موارد اشکالی ندارد.درباره‌ی گرفتن نبض هم اگر از روی لباس باشد یا پزشک دستکش داشته باشد و مفسده‌ای وجود نداشته باشد، اشکالی ندا
گاهی عقل را ظل(سایه) می گیرد؛هوس،غرور،خودخواهی جلوی نور عقل را میگیرد.وقتی نورش را گرفت،انسان با اینکه یقین دارد این مطلب حق است و هیچ تردیدی در آن ندارد،اما عمل نمیکند.چون آن بخش علمی و اندیشه هیچ مسولتی درباره اراده،عزم،اخلاص و عمل ندارد؛عزم انسان از سنخ(عمل) است و نه (علم)                                                                                 
                                                                                                             آیت الله
از خانواده‌ام متنفرم. از اینکه نیاز دارم بنویسم و حرف بزنم هم متنفرم. آنقدر خشمگینم که جلوی بغضم را گرفته‌ام چون به نظرم مادرم لیاقتش را ندارد که برایش اشک بریزم. دقایقی پیش، از پشت تلفن عربده می‌کشیدم. سال‌ها مرا کتک زد. سال‌ها شاهد دعوای خودش با پدرم بودم. سال‌ها دعوا و فحش دادن فامیل را نظاره‌گر بودم. و حالا مادر نفهمم از من می‌پرسد «تو که نزدیک 1 ساله داری تنها زندگی می‌کنی. دیگه برا چی عصبانی هستی؟!» انگار گهی که او و پدرم به زندگی‌ام
2436 - «اسدا... علم» از نزدیکان شاه
در خاطراتش می‌نویسد: "به عرض رساندم که رئیس MI6 نوشته بود که زن ندارد.
شاهنشاه فرمودند «عجب مرد با سعادتی است که زن ندارد! ... مسلماً مردانی که
زن ندارند در زندگی جلو هستند و بیشتر عمر می کنند. چون حداقل این است که
نصف غصه دنیا را کمتر می‌خورند!» خیلی خندیدیم!"منبع: خاطرات علم، جلد3، ص306
دانلود فایل اصلی
دانلود فیلم شیطان وجود ندارد از نماشا محصول 1399 اثری از محمد رسول اف, دانلود فیلم شیطان وجود ندارد از نماشا با لینک مستقیم رایگان کامل کم حجم کیفیت بالا عالی بلوری 4k, دانلود فیلم سینمایی ایرانی شیطان وجود ندارد از نماشا جدید بدون تگ آرم تبلیغاتی و نیاز به خرید اشتراک ویژه از نماشا

ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
یا فارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
آنانکه آنقدر ذلیل و ترسو و بزدل و بی وجود هستند
به جای مطالبه حق خود
به اعتیاد رو می آورند
در تخدیر خود دیگر دردی احساس نمی کند...تا بخواهد اصلاح کند
دیگر ناموس ندارد ..دیگر غیرت ندارد که بخواهد نگران ناموسش باشد...دیگر درد دین و درد وطن و ...اصلا درد ندارد....
انگلستان می‌دانست چه چیز را به ایرانیان هدیه کند....
خرید آپارتمان در بخارست
مشخصات ملک
مساحت: 90 متر
تعداد اتاق: 2
وضعیت بنا: 25 سال ساخت
طبقه: 3
پارکینگ ندارد انباری دارد آسانسور ندارد وام ندارد
توضیحات
نما: سنگ - سرویس بهداشتی: فرنگی - کفپوش: سنگ - کابینت آشپزخانه: MDF - بازسازی شدهامکانات: آیفون تصویری، کولر، گاز، شوفاژ، درب ریموت
 
املاک دلتا
کیف می کنم از خواندن این کلمه : آن و آنات. معنی اش همان است که حافظ زمانی گفته بود: بنده ی طلعت آن باش که «آنی » دارد. این « آن » را داشتن از آن موهبت هاست که گهگاهی، هنوز و حتا در این همهمه و بی در و پیکری زندگی حس می کنیم اما هیچ وقت به زبانمان جاری نمی شود. یا بهتر است بگویم هنر می خواهد گفتن این آن پس از گذشتنش . عمر این آن کوتاه است و به اندازه ی دم و بازدمی بیشتر نیست. اما که باور می کند تمام زندگی را نمی شود در دمی و بازدمی دید؟ آن کس که حتا برای ی
پس از پیروزى انقلاب حیوانات، خوک ها که از هوش بالاترى نسبت به سایر حیوانات برخوردار بودند، نقش رهبرى حیوانات مزرعه را به دست مى گیرند. اما پس از چندى در بین خود حیوانات یک سرى توطئه و کودتا انجام مى گیرد بعد از این انقلاب حیوانى، یکقانون اساسی معروف به «هفت فرمان» بر روی دیوار مزرعه نوشته می‌ شود که شامل بندهای زیر است:همه ى آنها که روی دوپا راه می ‌روند، دشمن هستند.همه ى آنها که چهار پا یا بالدار هستند، دوستند. هیچ حیوانی حق پوشیدن لباس را
یار خوش چیزی است؛ زیرا که یار از خیال یار قوّت می‌گیرد و می‌بالد و حیات می‌گیرد. چه عجب می‌آید؟ مجنون را خیال لیلی قوّت می‌داد و غذا می‌شد. جایی که خیالِ معشوقِ مَجازی را این قوّت و تأثیر باشد که یار او را قوّت بخشد، یار حقیقی را چه عجب می‌داری که قوّت‌ها بخشد خیال او در حضور و در غیبت؟ چه جای خیال است؟ آن خود جان حقیقت‌هاست، آن را خیال نگویند.
.
.
شما را اگر این سخن مکرّر می‌نماید از آن باشد که شما درس نخستین را فهم نکرده‌اید. پس لازم شد ما
چون راز باده نوشان ، دانند می فروشاندیگر چه حاجتی به ، دکان دین فروشانیک جرعه از تعالی ، گر بر تو عرضه گردددیگر غبا نخواهی ، از جنس زهد پوشانان سان که ره ندارد ، مستی به بارگاهیزاهد خبر ندارد ، از درک راه و کوشانما مست بادگانیم ، ایمان ما به عشق استکی راز عشق گویند ، هر آینه خموشان
چون راز باده نوشان ، دانند می فروشاندیگر چه حاجتی به ، دکان دین فروشانیک جرعه از تعالی ، گر بر تو عرضه گردددیگر غبا نخواهی ، از جنس زهد پوشانان سان که ره ندارد ، مستی به بارگاهیزاهد خبر ندارد ، از درک راه و کوشانما مست بادگانیم ، ایمان ما به عشق استکی راز عشق گویند ، هر آینه خموشان
امام چهارم ع فرمود شربفترین اعمال نزد  خدا عمل بسنت است اگر چه کم باشد 8 ابان بن تعلب گوید از امام باقر ع مساله پرسبده شد و حضرت پاسخ فرمود مرد سایل گفت چنین نگویبد فرمود وای بر تو تو هرگز فقیهی دبده ای فقیه حقیقی زاهد در دنیا مشتاق اخرت چنگ زننده بسنت پیغمبر ص است 9 رسولخدا ص فرمود هیچ گفتاری جز با کردار ارزش ندارد وهیچ گفتار و کردار جز بانیت ارزش ندارد وهیچ گفتار وکردار و نبتی جز با موافقت سنت ارزش ندارد
کیف می کنم از خواندن این کلمه : آن و آنات. معنی اش همان است که حافظ زمانی گفته بود: بنده ی طلعت آن باش که «آنی » دارد. این « آن » را داشتن از آن موهبت هاست که گهگاهی، هنوز و حتا در این همهمه و بی در و پیکری زندگی حس می کنیم اما هیچ وقت به زبانمان جاری نمی شود. یا بهتر است بگویم هنر می خواهد گفتن این آن پس از گذشتنش . عمر این آن کوتاه است و به اندازه ی دم و بازدمی بیشتر نیست. اما که باور می کند تمام زندگی را نمی شود در دمی و بازدمی دید؟ آن کس که حتا برای ی
با این حجم از نفرت نسبت به خودم چیکار کنم؟!واقعا نمیدونم دیگه چیکار کنم
نسبت به خودم و اون.یعنی محض رضای خدا یه حرف مثبت و خوب از این ذهن من نمیگذره.فحش پشت فحش.فقط نفرین و حسرت و آآآآه
وای به دردی که درماااااان ندارد فتادم به راهی که پایان ندارد
بی روی علی شعر من آرایه نداردبی اذن علی، نطق، درونمایه نداردبی نام علی قرآن یک آیه نداردبی حب علی دین بخدا پایه نداردعمری پدرم گفت که فرزند خلف باشیعنی که فقط بنده ی سلطان نجف باشیاسین رخ و رحمان دل و توحید مقام استبا حکم غدیر آمده، پس کار تمام است"سلطان جهانش به چنین روز غلام است"ذکر لب مولا صلوات است و سلام استهم شان علی کیست؟ اگر هست بیاید!بالاتر از این دست محال است بیایدهم جاذبه هم دافعه دارد، به تعادلتوصیف گر روی گل او شده بلبلنقل است که
ارزشش را ندارد زمانت را روی کارهای بی نتیجه بگذاری ،
ارزشش را ندارد آدم ها را قانع کنی که دوستت داشته باشند ،
که مجابشان کنی حواسشان به تو باشد !
ارزشِ تو و احساسِ تو ؛ بیشتر از این حرف هاست !
و ارزشِ تک تک ثانیه های تو ...


ادامه مطلب
یه وقت های فکر می کنم از من بی کس تر در دنیا وجود ندارد ...
حدایا فقط تو مانده ای برایم ..مانده ای ؟
این روزها تمام میشه ..اخرش همه میمیریم ..اما من هیچ وقت زخم زبون ها فراموش نمی کنم ..تنهایی هام ..بی صدا گریه کردن هام را ...بی کسی هام را ..
دلم می خواست برم یه جایی که هیچ کس نباشه ..یه جایی که خودم باشم ..نترسم از حرف زدن ...نترسم از ادم ها ..
بی
مهر علی(ع) سعی و صفا سود ندارد
در برکه ی خشکیده شنا سود ندارد

گر
زیربنا محکم و سرسخت نباشد
هر کوشش و احداث بنا سود ندارد

هرجا
که شود قحطی گوش و شنوایی
فریاد و صدا، بانگ و نوا سود ندارد

خشکید
اگر ریشه ی یک اصله درختی
بر شاخه ی خشکیده جلا سود ندارد

بر
روی گسل گر که بنا گشت بنایی
بیهوده بنا گشته، نما سود ندارد

وقتی
هدف بخشش ما رنگ ریا داشت
فضل و کرم و جود و سخا سود ندارد

در
وقت عمل شیعه ی اثنی عشری باش
سعی و عمل اهل ریا سود ندارد

امروز
بکوشیم که
دگر آن شبست امشب که ز پی سحر نداردمن و باز آن دعاها که یکی اثر نداردمن و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغمکه سرم فتاده برخاک و تنم خبر نداردهمه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارمچه کنم که نخل حرمان به از این ثمر نداردز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستانهمه زهر دارد اما چه کند شکر نداردبه هوای باغ مرغان همه بالها گشادهبه شکنج دام مرغی چه کند که پر نداردبکش و بسوز و بگذر منگر به این که عاشقبجز این که مهر ورزد گنهی دگر نداردمی وصل نیست وحشی به خمار هجر
سرزمینی وجود دارد که مردم آن را فقط از روی ترانه ها می شناسند.
مردان و زنانی در آنجا زندگی می کنند که راه آنجا را یافته اند و دیگر هیچگاه دوباره دیده نشده اند.
در آن سرزمین نیستی و زوال وجود ندارد. در آنجا درد و افسردگی شناخته شده نیست، نفرت و گرسنگی معنایی ندارد، همه با آرامش باهم زندگی می کنند و با فراغ بال و بدون زحمت خیلی چیزها به دست می آورند...
ولی در آنجا بخاطر نبودن غم، خوشی هم وجود ندارد! 
  #بر_باد_رفته
✍ #مارگارت_میچل
#نمایشگاه_کتاب 
 
امام باقر ع فرمود هرگاه بدانی در توخیریهست بدلت نگاه کن اگر اهل طا عت خدا را دوست و اهل معصیت خدارا دشمن دارد در تو خیر است و خدا هم ترا دوست دارد واگر اهل طاعت خدا را دشمن واهل معصیت خدا دوست دارد در تو خیر نیست وخدا دشمنت دارد دشمنت دارد و هر کس همراه دوست خود است وفرمود دو مومن هرگز با هم بر خورد نکنندجز انکه برادرش را بیشتر دوست دارد بهتر است  و فرمود هرکه برای دین دوست ندارد و برای دین دشمن ندارد دین ندارد پیداست که شخص متدین حد اقل باید پی
بزن باران بزن...
بغض سنگین ابر افسار گسیخته فلک را یکریز بریز
و دستان تیره و سرد آسمان را
که چون تازیانه ای بر پیکر کودکان معصوم است
بر خانه های ترک خورده تنهایمان بکوب.
دیگر از طغیان و عصیان تو باکی نیست
نه... دیگر کسی شاکی نیست!
چراکه سیلاب
 دل ندارد،
احساس ندارد
انصاف ندارد
و نه وجدان را بلد است.
بزن باران، که پیش از آمدنت، ما سیل غم را دیده ایم
و درد را چشیده ایم،
آه که من از هجوم آنهایی که ناجوانمردانه 
خانه ی دل را ویران می کنند، بیش از ویران
روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
یک تکه‌ای سالم همه پیکر ندارد
جایی برای بوسه‌ی مادر ندارد
گیسوی خود را ریخته روی گلویش
مادر بُوَد اینگونه شکل گفتگویش
گوید بُنَیَّ، یا بُنَیَّ، یا بُنَیَّ
برخیز آمد مادرت زهرا، بُنَیَّ
دیدم خودم در عصر عاشورا، بُنَیَّ
افتاده بودی زیر دست و پا، بُنَیَّ
من بی‌وضو موی تو را شانه نکردم
حالا به دنبال سرت باید بگردم
۱۰ نشانه مردی که دوست‌تان ندارد.
تفاوت زیادی بین وقتی که یک مرد دوستتان دارد و یا هیچ حسی نسبت به شما ندارد، وجود دارد. زمانی که مرد عشق و علاقه‌اش را نسبت به زن از دست می‌دهد، آن را با استفاده از رفتار، زبان بدن و نحوه برخوردش نشان می‌دهد.
ادامه مطلب
::بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن::
چشمانمان را زیبا کنیم با دیدن زیبایی ها (6)
تو دیوانه شده ای ! این مرد بیست سال از تو بزرگتر است ،ایرانیاست ، همه اش توی جنگ است ، پول ندارد ، همرنگ مانیست ،حتی شناسنامه ندارد !
سرش را گرفت بین دستهایش و چشمهایش را بست .
ادامه مطلب
اعتراف عمر بن خطاب به فضائل امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری)
موفق بن احمد خوارزمی و ابن عساکر دمشقی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده‌اند:
وأخبرنا الامام العلامة فخر خوارزم أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشری الخوارزمی ، أخبرنا الاستاذ الامین أبو الحسن علی بن الحسین بن مردك الرازی ، أخبرنا الحافظ أبو سعید بن إسماعیل بن الحسن السمان ، حدثنا محمد بن عبد الواحد الخزاعی ـ لفظاً ـ اخبرنی أبو محمد عبد الله بن سعید الانصاری ، حدثنا أ


✳️تقدیم به ساحت مقدس بانوی صبر و استقامت حضرت زینب کبری سلام الله علیها....
 
افسوس که این قافله ،سالار ندارد
مانند  ابوالفضل ، علمدار   ندارد
جان سوزد و آتش به نیستان فتاده
دردی است نهانی که تیمار ندارد
در دشت بلا سید احرار شهید شد
زینب ...  دگر محرم اسرار  ندارد
با صد مِحَن وغصه ازین دشت روان است
آن سوی نگاهش خریدار  ندارد
دل می بَرَد اما همه ی آه و فغانش
از بهر یتیمی است که غمخوار ندارد
همراه اسیران دل خونین ولیکن
ویرانه ی شام را دگر اخبا
پدربزرگم سواد ندارد! اما انسان شریفی است. احترام می گذارد، حتی به کوچکتر از خودش!.. مهربان است، با فرزندانش، نوه هایش، همسرش، خواهرانش و با همه!.. حرف من این است: بعضی ها سواد آنچنانی ندارند، اما انسان شریف و بزرگواری هستند. معرفت و انسانیت، ربطی به میزان تحصیلات ندارد! بعضی ها چند کلاس هم سواد...
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت که با بازگشت آرامش به کشور ادامه قطع اینترنت ضرورتی ندارد.
علی مطهری در گفت و گو با ایسنا با اشاره به محدودیت‌های اعمال شده برای دسترسی به اینترنت در پی برخی ناآرامی‌های مربوط به افزایش قیمت بنزین گفت: به نظر من ادامه قطع اینترنت با توجه به بازگشت آرامش به کشور ضرورتی ندارد.
ادامه مطلب
شخصی از خدا دو چیز خواست، یک گل و یک پروانه. اما چیزی که به دست آورد یک کاکتوس و یک کرم بود. غمگین شد، با خود اندیشید شاید خداوند من را  دوست ندارد و به من توجهی ندارد. چند روز گذشت. از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و آن کرم تبدیل به پروانه ای شد. اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید، به او اعتماد کنید. خارهای امروز گلهای فردایند. زندگیتون پر از گل های زیبا.
بهترین و شیک ترین ساعت ها تراست
 
اطلاعات بیشتر از" ساعت G۴۵۵BUI "
سال تولید:۲۰۱۸  
  تکنولوژی ساخت:الکترونیکی(کوارتز)  
  تکنولوژی موتور: Citizen  
  منبع انرژِی:باطری  
  مناسب برای:آقایان  
  نوع کاربری:کژوال  
  سری: Bettino  
  وزن (گرم):۷۷  
  فرم صفحه:گرد  
  قطر قاب (میلی‌متر): ۴۲  
  ضخامت بدنه (میلی‌متر): ۱۱.۱۵  
  جنس بدنه:استیل ضدزنگ  
  توضیحات جنس بدنه:SS ۳۰۴  
  رنگ پایه: طلایی  
  رنگ صفحه: نقره ای  
  جنس شیشه:معدنی  
  جنس بند: چرم  
  رنگ
عجیب استواکنشی است که موازنه ای نداردکاتالیزگر هم نمیخواهدشرایطSTP هم نداردگاهی آنقدر آرام است که مدت ها به طول می انجامدگاهی آنقدر سریع است که به پلک به هم زدن هم نمیرسدواکنش دهنده اش برق چشمان یار استواکنش شگفت آوریست که فرآورده اش گاه مفید است و زنده میکند و گاه جوری میمیراند که دیگر برگشت پذیر نیستعجیب فرمولی دارد عشق
 
 
موشی در منزل شخصی خانه کرده بود و در لانه خود روزهای خوبی را سپری می کرد ،یک روز که داشت از سوراخ لانه، حیاط را تماشا می کرد ،صاحب خانه را دید که با خود تله موشی را به خانه آورده است و فریاد می زند ای زن امشب از دست این موش مزاحم خلاص خواهیم شد ،زن صاحب خانه با خوشحالی به استثبال مرد آمد واز او به خاطر خریدن تله موش تشکر کرد .موش ناراحت به پیش حیوانات خانه رفت و از آنان خواست فکری بکنند . مرغ گفت :تله موش هیچ ربطی به من ندارد . گاو گفت : ما را با ت
اخبار ملک بزرگترین سایت خبری تحلیلی و دایرکتوری ملک و املاک در ایران میباشد. که کاربران در قسمت ثبت آگهی املاک، مستقیماً با هم تماس می‌گیرند و هیچ واسطه‌ای در این میان وجود ندارد، پس دقت فرمایید که در خرید و فروشِ شما، اخبار ملک هیچ دخالتی ندارد و کاربران باید خودشان جنبه‌های مختلف امنیتی را رعایت نمایند.
می گویند منبر را از چوب درخت گردو می سازند که بسیار محکم و با کیفیت است.درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب، سایه و بار خوبی هم دارد.اما درخت چنار میوه ندارد، سایه درست و حسابی هم ندارد، از آن چوبه دار می سازند.دعوای این دو درخت در شعر استاد شهریار شنیدنی است!


ادامه مطلب
ادامه تفسیر بیت اول گلشن راز شیخ محمود شبستری رحمه الله علیه
بنام آنکه جان را فکرت آموختچراغ دل به نور جان برافروخت
روشن شد که جان انسان دارای فکرت است، تفاوت نفس آدمی با جان سایر جانوران، همین است که نفس انسان ناطقه است و دارای فکرت است. و این فصل ممیزی است که انسان را از سایر حیوانات متمایز کرده است. در واقع همین فصل خاص انسان، آدمی را خلیفه و اشرف مخلوقات کرده است. این فکرت نور جان است. این نور جان، که در حقیقت همان فکرت است، دل را روشن می کن
 
با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم یک شکلات گذاشت توی دستم . من بچه بودم ، او هم بچه بود . سرم را بالا کردم . سرش را بالا کرد . دید که مرا می شناسد . خندیدم . گفت : « دوستیم ؟» گفتم :«دوست دوست» گفت :«تا کجا ؟» گفتم :« دوستی که تا ندارد » گفت :«تا مرگ؟» خندیدم و گفتم :«من که گفتم تا ندارد» گفت :«باشد ، تا پس از مرگ» گفتم :«نه ،نه،گفتم که تا ندارد». گفت : «قبول ، تا آن جا که همه دوباره زنده می شود ، یعنی زندگی پس از مرگ. باز هم با هم دوستیم
یک جایی هست که این‌جاست! همین‌جا. این‌جایی که منم. جایی که دیگر بعدی ندارد. نه که نداشته باشد هیچ، آن‌قدر فرق ندارد چه بودش که گویی بعدی نیست. هیچ است انگار. یک جای بی سرانجام. یک مِهِ غلیظ دودیِ مهوع. از آن‌هایی که دل‌آشوب می‌کند آدم را. آن هم وقتی همه‌ی هیکل آدم را بغل می‌کند. انگار دست‌های چسب‌ناک دیوی ناپیدا.
من این‌جایم. همین جا...
هشتم برهان،گروه فیروزه ای
نمره خلاقیت با وسایل دور ریختنی:دارد
نمره هزینه کم:ندارد
نمره هماهنگی با رنگ گروه:ندارد
نمره زیبایی:دارد
سرعت عمل:دارد
جمع نمره: با وجود سرعت عمل بالا= بیست =A++
 
                                  «دانش آموزان عزیز در مورد کار دوستاتون انتقاد کنید....»
شب‌های جمعه نیمه شب‌ها تا سپیده
بر روی اسرارش خدا پرده کشیده
از راه می‌آید زنی قامت خمیده
لب می‌گذارد روی حلقوم بریده
 
فریادهای یا بنی پا بگیرد
حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد
 
روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
یک تکه‌ای سالم همه پیکر ندارد
جایی برای بوسۀ مادر ندارد
 
گیسوی خود را ریخته روی گلویش
مادر بود اینگونه شکل گفتگویش
 
گوید بنی، یا بنی، یا بنی
برخیز آمد مادرت زهرا، بنی
دیدم خودم در عصر عاشورا، بنی
افتاده ب
متن ترانه امیرعباس گلاب به نام عرفان

ابری شدن را آسان گرفتمباران گرفتو پایان گرفتمدر اوج اندوه در عمق دردمحال و هوای عرفان گرفتمبی معرفت ها آسوده باشید از بودن او ایمان گرفتمسر میدهم من بر پای این عشق از بس کنارش سامان گرفتمبا هر گناهی بی وقفه از او فرصت برای جبران گرفتماز هر که جز او خیری ندیدم هرچه دویدم کمتر رسیدمقربان او که نازی ندارد با من خیال بازی نداردقربان او که زیباترین ست قلبم کنارش رازی نداردقربان او که نازی ندارد با من خیال با
شب جای دلتنگیهای ساده ولی زیاد من را ندارد نمیدانم یا دلتنگیهایم مثل من بزرگ شده یا شب گنجایش ندارد سخته اینجور زندگی کردن خدایا مرا به دعاهای کمیل پنج شنبه های مسجد دانشگاه ببخش یااصلابه خاطر روضه های جان سوز آذری ببخش یا اصلا به خاطر این جمله اگر خسته جانی بگو "یا حسین"....دلتنگم برای این زندگی ساده 
 
پ ن:اینو چن وقت پیش نوشته بودم شاید اون موقع دلم بارانی بوده
وقتی می‌آیی به استقبالت می‌رسیم، تو دلبرانه رد می‌شوی و من مودبانه خم شوم، از شرم نگاهم تاب بالا آمدن از پاهایم را نداردکاش کارنامه‌ام انقدر سیاه نبود...ولی چه کنم با این دل که دیگر طاقت دوری از تو را ندارد، مخصوصا حالا که هستی و من هنوز جوانم...با خودم می‌گویم شاید به دردت خوردم آقا، ولی این عمل یارای نزدیکی به تو را ازم می‌گیرد...اما تو صدایم می‌کنی، آه که چقدر صدایت گرم است؛ نزدیک‌تر بیا پسرم!...در تلگرام ما را دنبال کنید:قلب سلیم
وقتی چت با #نامحرم  میشه عادت‼️
❌پسر  باشی یا دختر فرقی ندارد.....
ان هنگام که مجوز چت و گفتگوی صمیمی با #نامحرم را برای خودت صادر میکنی
میگویی رابطه ما پاک است
میگویی خواهر و برادری ک ایرادی  ندارد مدام رابطه ات را توجیه میکنی
➖به کجا چنین شتابان⁉️⁉️⁉️‼️‼️‼️
اولش فقط 
ادامه مطلب
اطلاعات بیشتر از" ساعت G۴۵۵CVD "
سال تولید:۲۰۱۸  
  تکنولوژی ساخت:الکترونیکی(کوارتز)  
  تکنولوژی موتور: Citizen  
  منبع انرژِی:باطری  
  مناسب برای:آقایان  
  نوع کاربری:کژوال  
  سری: Bettino  
  وزن (گرم):۷۷  
  فرم صفحه:گرد  
  قطر قاب (میلی‌متر): ۴۲  
  ضخامت بدنه (میلی‌متر): ۱۱.۱۵  
  جنس بدنه:استیل ضدزنگ  
  توضیحات جنس بدنه:SS ۳۰۴  
  رنگ پایه: رزگلد  
  رنگ صفحه: مشکی  
  جنس شیشه:معدنی  
  جنس بند: چرم  
  رنگ بند: مشکی  
  نوغ قفل: پروانه ای  
 
مردم عراق از نظر مذهبی به دو فرقه بزرگ اسلامی شیعه و سنی تقسیم می‌شوند. حدود ۶۰٪ مردم عراق شیعه، ۳۷٪ سنی و ۳٪ پیروان سایر ادیان (مسیحیان، یهودیان، آشوریان و...) هستند.
عرب‌های شیعه که بیشتر جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند، عموما در جنوب و مرکز این کشور ساکنند. اهالی کربلا، دیوانیه، حله، منتفک، عماره و کوت همگی شیعه‌اند. در استان‌های دیالی، بغداد و بصره اکثریت با شیعیان است. در نقاط دیگر نیز شیعیان پراکنده‌اند. عرب‌های سنی در بخش شمالی عراق تم
لوله مانیسمان درز ندارد
لوله مانیسمان درز ندارد؛ یعنی درزی را که در لوله های دیگر جوش داده می شود در لوله مانیسمان وجود ندارد ،همین مسئله موجب بالا رفتن میزان استحکام لوله ها می شود. به طور معمول لولۀ مانیسمان با قطرهای کم ساخته می شود، زیرا ساخت این نوع لوله با قطر زیاد سخت و هزینه بر است. قیمت این لوله به جهت روش ساخت مخصوصی که دارد، نسبت به سایر انواع لوله ها بیشتر است.
آیا فیلم ارزش دیدن را دارد؟
 
اکثر مواقع با توجه به امتیاز فیلم تصمیم میگیرم که فیلم را نگاه کنم یا نه. و در مورد فیلمهایی با امتیاز پایین اگر فقط کسی فیلم را دیده باشد و راحع بهش نظر مثبتی داشته باشد نگاه میکنم که شاید فیلم به مذاقم خوشم بیاید.
در مورد فیلم پروفسور باید بگم که اصلا ارزش یک ثانیه وقت گذاشتن و نگاه کردنش را ندارد. حیف وقتی که برای تماشای این فیلم گذاشتم. فیلمنامه به شدت آبکی با بازی های تصنعی به این فیلم منتهی میشود. ایده ی اصلی ب
‌ وقتی دلتنگ کسی می‌شوی دلتنگ چه چیزی از او هستی؟ دلتنگ شیوه‌ی حرف زدن یا تُن بخصوص صدایش وقتی که نامت را صدا می‌کرد... دلتنگ بوی عجیب تنش یا آنجور که چای‌اش را مزه مزه می‌کرد یا دلتنگ حالِ خودت وقتی کنارش بودی... دلتنگ یک نفر شدن، دلتنگی برای یک سبک خاص زندگی است که فقط متعلق به اوست، یا حتی سخاوتی که وقت مهربانی خرج می‌کند... دلتنگی گاهی چاره ندارد.. خوب است اگر دلتنگ می‌شوید و مورد دلتنگی‌تان در نزدیک‌ترین فاصله یا در امیدوارترین فاصله ا
2546 - «اسدالله علم» وزیر دربار، نخست‌وزیر و از نزدیکان «محمدرضا پهلوی» در خاطراتش می‌نویسد: "فرمودند «به وزارت خارجه گفته‌ام که هیچ مقامی غیر از خود من حق ندارد در کارهای وزارت خارجه مداخله بکند، حتی گفته‌ام برادر هویدا که نماینده ما در سازمان ملل است، حق ندارد به نخست وزیر گزارش بدهد، حتی تلفنی بکند. او را هم توبیخ کردم که چرا به برادرت گزارش‌های وزارت خارجه را می‌دهی»"منبع: خاطرات علم، جلد سوم، ص۳۶۷
دانلود فایل اصلی
#کد2003
محله: یافت آباد(منطقه۱۸)
دوطبقه دربستیمتراژ طبقه دوم: ۷۰متراژ طبقه اول:۶۰تعداد طبقه: 4نما: آجرکف: سایراسانسور: نداردسرمایش:کولر آبیگرمایش: بخاریگاز رومیزی:نداردکابینت: داردپارکینگ: نداردقیمت رهن: 130.000.000قیمت اجاره: 0
 ببین، اصلا کاری ندارد. دستت را در سینه می بری، آرام دلت را بر می داری و می آوری بیرون، آرام !!! بعد آرام صابون را رویش میمالی .زیاد نماند که دلت را خشک می کند . بعد زیر آب ولرم کف ها را می شوری.حالا دل صابون زده ات را آرام می گذاری سر جای قبلی اش . می بینی؟ به همین  ساده گی به همین تلخ مزگی :) 
داستانک
می توانستم دختری عشایری باشم. زیر «سیاه چادر» به دنیا بیایم. در کودکی دنبال بزها بدوم و با خاک و گِل و سنگ بازی کنم. در نوجوانی بلد بشوم نان بپزم. جاجیم و گبه ببافم و دوغ و پنیر و کره درست کنم. شاید در جوانی با پسری از قبیله ی خودمان یا قبیله ای دیگر  ازدواج کنم و کودکانی بزایم. شاید هم نه. مدت زمانی کوتاه یا دراز بزیَم و در روزی گرم یا شبی سرد، این جهان را پشت سر بگذارم. این تصویر تماما زیبایی است. این قصه، هیچ کم و کسری ندارد. چه کسی گفته ا
در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیز ها همیشه در درون ادم اتفاق می افتد . اگر اتفاق در بیرون بیفتد مثل وقتی ک اردنگی میخوریم میشود زد ب چاک 
اما از درون غیر ممکن است 
وقتی به این حالت دچار میشوم میخاهم بروم بیرون و دیگر به هیچ کجا برنگردم . مثل این است ک وجود دیگری در من باشد 
شروع میکنم ب زوزه کشیدن خود را روی زمین میاندازم سرم را ب این طرف و ان طرف میکوبم تا بیرون برود انا غیر ممکن است 
پا ندارد ؛ ادم ک از داخل پا ندارد 
چهارشنبه به محمد زنگ زدم . کسی که هر وقت کم آوردم یه جورایی هلم داده به جلو.
بهش گفتم محمد من دیگه خسته شدم . توی 25 سالگی باید ازدواج کنم ؛ ولی نمیتونم . حالا با ارشد فلسفه ، سربازی نرفته ، بدون کار ... باید چ کنم ؟ میگه خدا روزی رسونه ، میگم برمنکرش لعنت ولی خب کسی قبول میکنه با این شرایط من؟
 
خدایا دلم گرفته ، میخوام ازدواج کنم ، ولی نمیتونم. حتی با این شرایط نمیشه عاشق شد.
 
گفتم این آغاز پایان ندارد
عشق اگر عشق است آسان ندارد
 
گفتی از پاییز باید
در دیدار اعضای مجلس خبرگان: تحریمهای ثانویه ای را که آمریکا اجرا کرد، اروپایی ها پایبند به آن تحریمهای ثانویه ماندند و هیچ قدمی بر نداشتند. بعد از این هم بنده تصور نمیکنم، که اینها کاری برای جمهوری اسلامی انجام بدهند، ما باید به کلی از اینها قطع امید کنیم؛ حالا ارتباط، تعامل و رفت و آمد ایرادی ندارد، قرارداد خواستند ببندند اشکالی ندارد، لکن مطلقاً به اینها نمیشود اعتماد کرد و در همه تعهدات خودشان اینها نقض عهد کردند.
بسم الله
 
زمین و زمان را به هم ببافم
همه کلمات هم بیاورم فایده ندارد
به شما که می رسم گریه می کنم
و گریه عجیب ترین خلقت خداست
وقتی که کلام دیگر معنایی ندارد
چشم ها دیگر نمی خواهند که ببینند
پس تار شدن را ترجیح می دهند
بیهوده می گویم!
زبانم بند آمده...
دست هایم بیهوده می نویسد
چشم هایم دیگر نمی خواهند ببینند!
"شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟!"
 
پ.ن: روزای سخت و سنگینیه روزای آخر صفر....
سحر آخر است
روبروی گنبد طلایی‌‌ات ایستاده‌ام...
با دلی که حتی در جوار بارگاه تو هم تنگ می‌شود برایت!
دلم تاب رفتن ندارد!
تاب کندن و جدا شدن از تو را ندارد!
می‌گذارمش همین‌جا دلم را
گوشه‌‌ی همین صحن با صفایت
خودت درستش کن
با صفایش کن...
خوشا بانگ قرآن و آهنگ آن ، که جان و روان را کند شادمانسراسر همه حکم پروردگار ، از او زنده راه و ره روزگاربود نور ما در جهان نور دین ، بود افتخار از کتاب مبیناگر درس ما درس قرآن بود ، دل ما پر از نور ایمان بودهر آن کس ندارد ز قرآن خبر ، نهال وجودش ندارد ثمرسپهر کهن طاق ایوان ماست ، همه سربلندی ز قرآن ماستعلوم صنایع ز او زنده شد ، از او عصر دانش برازنده شدعلی ای درخشان کتاب خدای ، تویی کیمیا و تویی رهنماخواننده سرود: قاری ضیاءالرحمن صحت
فکر کنم روی هم رفته یک ماه خواندنش طول کشید ،از بس فصل اولش سنگین بود با هیچ هولی جلو نمی رفت اما از فصل
دوم افتاد روی غلطک و راه افتاد.یک کتاب با یک دید نو به جنگ از نگاه زن ها.زن های روسی که تمام رویاهای دخترانه شان را 
کنج صندوق ها گذاشتند تا به وقت برگشتند. 
جنگ چهره زنانه ندارد شاید بگویید مردانه هم ندارد اما سخت است و قوی.قد موهایت را باید کوتاه کنی تا زیر کلاه های آهنی جا
شود و سالها بعد از برگشتند باید صبر کنی تا دوباره قد بکشند و با لباس ه
با پسرش وارد نانوایی می شود :
نونوا : ... [ مشغول در آوردن نون سنگگ از تنور ]او : ... [ مشغول در آوردن کارت های بانکی ]
نونوا : ... [ دو عدد نان بر روی این (نمی دونم چیه اسمش) می اندازد ]
او : ... [ مشغول بر انداز کردن کارت ها ]
نونوا : چند تا می خوای ؟!
او : ... بذار ببینم چقدر پول دارم تو کارتم ؟
نونوا : ...
او : [ به اندازه سه عدد نان کارت می کشد ، کارت اول موجودی ندارد ]
نونوا : ...
او : [ کارت دوم هم ندارد و کارت سوم به اندازه یک عدد نان موجودی دارد ] می گوید یکی برداشتم !
ن
آن هایی که سیگار نمی کشند چه می کشند از دست این زندگی؟کس چه می داند بر سر سیگار، آتش زنند تا ققنوس سرخوشی بر لبانشان بوسه زند؟آری پس چرا از پس آن همه خوش خدمتی چون به پایان می رسد از روی دست به زیر پا، با کفش آهش را پاسخ می دهند؟به راستی انسان برای سیگار ضرر دارد یا سیگار برای انسان؟مشکل سیگار آن است که لباس سفیدش یقه ندارد تا آن را ببندد،سرباز است و سرباز یعنی سرش را از شدت سوختن باز کرده اند تا هوا بخورد. یک روز در کردستان، یک روز در خوزستان، ی
مرگ تعادلی در زندگی ایجاد می کند تا زندگی نمیرد بدون مرگ جمعیت بیش تر و بیش تر می شود و زندگی سخت تر اکثر آدم ها از مرگ می ترسند ولی تا حالا فکر کرده اید بدون مرگ چه برسر زندگی و انسان ها می آید بدون مرگ زندگی اجباری است آدم گزینه ای ندارد پایانی ندارد و مجبور است زندگی کند بدون مرگ زندگی معنا ندارد جپچون هست و نمی رود همیشه هست اما بدون زندگی نیز مرگ معنا ندارد وقتی شروعی نیست پایان وجود ندارد اگر زندگی را تشبیه به شلوغی و سروصدا کنیم میتوانیم
 ابان تغلب از امام صادق ع حدیث کند که فرمود  مردم بر چهارگونه هستند من عرضکردم فدایت شوم انها کبانند  فرمود یکی مردی  که ایمان دارد ولی قران باو داده نشده  دیگر مردی که قران را دارد ولب ایمان ندارد  سوم مردی که هم. فران باو داده اند  وهم ایمان را جهارم  مردبکه نه قران را داراست  و نه ایمان  عرضکردم قربانت گردم رای من حال اینها رابیان  و شرح فرمایید فرمود اما انکه ایمان دارد ولب قران بدو داده نشده  چون میوه یا خرما  ایست که مزه اش  شیرین است و
ما را غلام کوی حسن آفریده
اند
مبهوت و مات روی حسن آفریده
اند
ما را پیاله نوش شرابش رقم
زدندمست از خم و سبوی حسن آفریده
اند
خورشید را به این همه نقش و
نگارهااز طلعت نکوی حسن آفریده اند
روشن ز نور روی مهش گشته
روزهاشب را اسیر موی حسن آفریده
اند
آری ز مقدمش همه جا بوی گل
گرفتگل را ز رنگ و بوی حسن
آفریده اند
از انبیاء و اولیا همه را صف
به صف ببینمدهوش خلق و خوی حسن آفریده
اند
میل نگاه هر چه گدایان شهر
راولله سمت و سوی حسن آفریده
اند

 
میلاد یعقوبی

می
بزن باران بزن...
بغض سنگین ابر افسار گسیخته فلک را یکریز بریز
و دستان تیره و سرد آسمان را 
که چون تازیانه ای بر پیکر کودکان معصوم است
بر خانه های ترک خورده تنهایمان بکوب.
دیگر از طغیان و عصیان تو باکی نیست                                            
نه... دیگر کسی شاکی نیست!
چراکه سیلاب
 دل ندارد،
احساس ندارد
انصاف ندارد
و نه وجدان را بلد است.
بزن باران، که پیش از آمدنت، ما سیل غم را دیده ایم
و درد را چشیده ایم،
آه که من از هجوم آنهایی که ناجو
تنها واسط ایران کلش آدرسهای زیر هست و ایران کلش ادمین دیگری ندارد .به هیچ عنوان به غیر از مشخصات زیر به کسی اعتماد نکنید !
 
تنها شماره تماس : +989352889744
 
تنها آیدی تلگرام : @IRAN_CLASH_1383
 
تنها کانال تلگرام : @iRAN_CLASH_ChANEL
 
توجه داشته باشید تحت هیچ شرایطی ایران کلش واسط دیگری ندارد اعتماد نکنید!!!!!
 
بین ساعات 11 الی 23 در تمام روزها پاسخگو هستیم
بزن باران بزن...
بغض سنگین ابر افسار گسیخته فلک را یکریز بریز
و دستان تیره و سرد آسمان را 
که چون تازیانه ای بر پیکر کودکان معصوم است
بر خانه های ترک خورده تنهایمان بکوب.
دیگر از طغیان و عصیان تو باکی نیست                                            
نه... دیگر کسی شاکی نیست!
چراکه سیلاب
 دل ندارد،
احساس ندارد
انصاف ندارد
و نه وجدان را بلد است.
بزن باران، که پیش از آمدنت، ما سیل غم را دیده ایم
و درد را چشیده ایم،
آه که من از هجوم آنهایی که ناجو

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

در جستجوی صلح وب سایت زندگی ایرانی در بلاگ آموزش غیرحضوری بسیج؛ لشکر مخلص خداست. سور‌نانیکـــــ صنایع چوب و mdf خرید کفش نایک مردانه ارزان